نادر شاه افشار، ناپلئون بناپارت ایران

نادر شاه افشار، ناپلئون بناپارت ایران

249
0
اشتراک‌گذاری

نادر، کسی که به باور بسیاری از مورخان یکی از بزرگ‌ترین فرمانروایانی است که سرزمین ایران به خود دیده است. او که در اوج هرج‌و‌مرج ایران به قدرت رسید توانست با نیروهای نظامی‌اش کشور را متحد کند. از او به‌عنوان ناپلئون ایرانی یاد می‌شود و تقریباً نادر آخرین شاه قدرتمند در آسیا به شمار می‌آید‌. این‌که نادر یکی از شخصیت‌های مهم تاریخ ایران است غیرقابل‌انکار است؛ اما پرسش اصلی این است که آیا او نقش مثبت در تاریخ ایران داشته است یا منفی؟

برخی از مورخان مانند اکسورسی هیل از او به‌عنوان آرام‌کننده ایران یاد می‌برد؛ اما هیل درجایی دیگر از نادر به‌عنوان یک فرمانده نظامی یاد می‌برد تا یک پادشاه سازنده. نادر در شهر دستجرد خراسان به دنیا آمد و در دوران صفویان قبیله او یعنی افشار جز نیروهای نظامی قزلباش به شمار می‌رفتند. پدر او یک چوپان بود و زمانی که نادر تنها کودکی خردسال بود از دنیا رفت. مادر او نیز توسط قبایل شمال ایران به اسارت برده شده بود‌. شاه‌تهماسب صفوی در آن دوران تازه دار فانی را وداع گفته بود و بین حسین میرزا و عباس میرزا نزاع‌هایی بر سر قدرت به وجود آمده بود. در آخر حسین میرزا انتخاب شد؛ اما او بیشتر وقتش را صرف شراب و زن‌بازی می‌‌کرد.

بعد از شورش افغان‌ها، صفویان با مشکلات فراوانی دست‌و‌پنجه نرم می‌کردند‌. میر ویس حاکم سنی افغان توانست به مناطقی از ایران تسلط پیدا کند و سپس نیز بحرین را فتح کرد. او حتی به اصفهان یورش برد و این شهر را از چنگال سلطان حسین بیرون کشید. هم‌زمان روس‌ها به فرماندهی پیتر بزرگ به سواحل کاسپین رسیدند. شیعیان زیادی به اسارت گرفته شدند. کشور در فقر مطلق بود که نادر ظهور کرد.

او شورشی بزرگ را آغاز کرد و اصفهان را از افغان‌ها گرفت و آن‌ها را در چند نبرد شکست داد. پیروزی‌های پی‌در‌پی نادر باعث شد تا او قدرتش را با تکیه‌بر نیروهای نظامی‌اش بنا نهد‌. او پس از رسیدن به شاهی از بسیاری از مردم مالیات گرفت و توانست با آن ارتشی استوار و بسیار قدرتمند بسازد. نادر در جنگ‌های بعدی‌اش توانست عثمانی‌ها را شکست دهد و به قلب افغانستان یورش برد‌. او به آخرین بازماندگان صفوی یورش برد و آن‌ها را مجبور کرد تا از خون فرزندانشان بنوشند و برای همیشه به سلطنت صفوی‌ها در ایران پایان داد.

نادر در روز تاج‌گذاری‌اش سوگند یاد کرد که بخارا، بغداد و دهلی را تصرف خواهد کرد. تمرکز نادر بر روی نیروهای نظامی هزینه‌های زیادی را برای ایران و سپاهش ایجاد کرد. در یورش نادر به هند چیزی حدود ۲۰ الی ۳۰ نفر قتل‌عام شدند. نادر پس از تصرف هند توانست به ثروتی معادل ۷۰۰ میلیون روپیه دست پیدا کند و به مدت سه سال از مردم ایران هیچ مالیاتی نگرفت. نادر جواهرات زیادی را به ایران آورد ولی بیشتر ثروت نادر صرف ارتش شد تا آبادانی کشور. او نیروی دریایی ایران را بسیار مجهز کرد. پس از مدتی و‌ با تکیه‌بر قدرت نیروی دریایی‌اش، نادر توانست بحرین و عمان را نیز به خاک ایران اضافه کند.

 ارتش نادری در آن دوران قوی‌ترین و ‌بزرگ‌ترین نیروی نظامی در جهان به شمار می‌رفت. افزایش هزینه‌ها مساوی بود با افزایش مالیات بر مردم. کم‌کم قیام‌هایی توسط قجر‌ها و کردها در ایران علیه نادر شکل گرفت. اقتصاد ایران در حال فروپاشی بود. مزاح نادر تنگ و به اکثر فرماندهانش مظنون بود. او پسرش را کور کرد و تمام کسانی را که شاهد این ماجرا بودند کشت. نادر در همان راهی بصره می‌شود تا در جنگی شرکت کند اما شکست خورده و‌ باخیانت یارانش کشته می‌شود.

ایران دوباره به هرج‌و‌مرج کشیده می‌شود. دوران سلطنت نادر را نباید در فتوحات نظامی‌اش خلاصه کرد. او به‌عنوان شاهی شیعه توانست قدرت را گسترش دهد و حتی راه مکه را برای ایرانیان باز کرد. او اصلاحاتی را نیز در درون حکومت و نظام اداری ایران و سلطنتش انجام داد. به دستور او‌ مساجد زیادی در ایران ساخته شد و ‌سکه‌هایی از جنس نقره و به عکس او ضرب و مورداستفاده عموم مردم قرار گرفت‌. جمعیت ایران در زمان نادر از نه میلیون نفر به شش میلیون نفر رسید زیرا بسیاری از مردان نظامی او‌ در جنگ‌ها کشته می‌شدند. نادر برخلاف شاهان صفوی، علاقه‌ای به هنر نداشت. او در قلبش یک جنگجو بود. او دلاوری بود که توانست ایران را متحد کند اما این اتحاد و هزینه‌های نظامی زیادش باعث نابودی سلطنتش شد.

بدون نظر

ارسال یک نظر

9 − 5 =