خواهران پاپن: جنایت هولناک خدمتکارانی که فرانسه را تکان داد

خواهران پاپن: جنایت هولناک خدمتکارانی که فرانسه را تکان داد

955
0
اشتراک‌گذاری

در شمال غربی فرانسه شهری وجود دارد به اسم لهمان که به خاطر یک مسابقه‌ی رالی مشهور به اسم ۲۴ ساعت لهمان، شناخته‌شده است. اما اگر نگاهی گذرا به صفحه‌ی ویکی پدیای لهمان بی اندازید در قسمت افراد قابل‌ذکر و ردیف هفتم، بعد از حدود بیست نفر اریستوکرات( افراد طبقه‌ی اشرافی) و کشیش و موسیقیدان‌های معروف به دو اسم لئا و کریستین پاپن برمی‌خورید. این خواهرها به‌تنهایی توانستند بیشتر از هر کس دیگری بدنامی شهر را به طرز قابل‌توجهی افزایش دهند. اما شهرت این خواهران به خاطر دستاوردهای بزرگ و فرخنده نیست، منبع شهرت این خواهران قتل صاحب‌کارشان و دختر او در سال ۱۹۳۳ است، آن‌هم به شکلی فجیع.

خانواده‌ی پاپن:

خواهران پاپن در یک خانواده‌ی مشکل‌دار در لهمان رشد کردند. مادرشان کلمنس دره و پدرشان گوستاو پاپن بود. گوستاو عاشق زنش بود، هرچند شایعه بود که کلمنس با رئیسش رابطه‌ای نامشروع داشت. در اکتبر ۱۹۰۱ وقتی کلمنس حامله شد، گوستاو با او ازدواج کرد. امیلیا، دخترشان در فوریه‌ی ۱۹۰۲ به دنیا آمد. اما گوستاو همچنان شک داشت که آیا زنش همچنان با رئیسش رابطه دارد یا خیر. او تصمیم گرفت در شهر دیگری شغلی دیگر به دست بیاورد تا کلمنس را از لهمان دور کند.

حدود دو سال بعد از تولد امیلیا، گوستاو اعلام کرد که شغل دیگری در شهر دیگر به دست آورده. کلمنس تهدید کرد که ترجیح می‌دهد خودش را بکشد اما از لهمان نرود و همین باعث افزایش شک و تردید گوستاو به رابطه‌ی نامشروع او شد. بعدازاین ماجراها کلمنس سر عقل آمد و آن‌ها به شهری دیگر نقل‌مکان کردند و زندگی جدیدی را آغاز کردند.

روابط در خانواده‌ی پاپن رو به افول نهاد، گزارش‌ها خبر از این می‌داد که کلمنس شخصیت باثباتی نداشت و نسبت به شوهر و فرزندانش مهر و محبتی نشان نمی‌داد. گوستاو به الکل روی آورد. وقتی‌که امیلیا ۹ یا ۱۰ ساله بود کلمنس او را به یتیم‌خانه‌ی کاتولیک بون پاستور فرستاد. بعدها اطلاعاتی به دست آمد که پدرش به او تجاوز کرده است. بعدها امیلیا به یک صومعه ملحق شد و راهبه گشت. کلمنس دو بچه‌ی دیگر به دنیا آورد که آن‌ها نیز در سن پایین توسط والدینشان رها شدند.

خواهران پاپن:

کریستین دختر شرورتری بود. او متولد سال ۱۹۰۵ بود و بچه‌ی وسط خانواده بود. مدتی بعد از تولدش والدینش او را عمه‌اش سپردند که از او استقبال کرد. کریستین ۷ سال با عمه‌اش ماند و سپس او نیز به یک یتیم‌خانه‌ی کاتولیک فرستاده شد. گرچه کریستین می‌خواست که به صومعه برود ولی مادرش اجازه نداد و بعدها او را به کار کردن گماشت. کریستین از هوش متوسط و شخصیت مستحکم‌تری بهره می‌برد و شخصیت بازتری نسبت به لئا داشت. طبق گفته‌ی کارفرماهایش او گاهی جسور و گستاخ بود و سخت کار می‌کرد و طبق گفته‌ها آشپز قابلی هم بود.

لئا دختر خجل‌تری بود، متولد ۱۹۱۱ و کوچک‌ترین عضو خانواده بود. ارزیابی‌هایی که انجام‌شده بود نشان می‌داد که دخترک کم‌هوش، درون‌گرا، ساکت و فرمان‌برداری بود. از دوران طفولیت او با دایی‌اش بزرگ شد تا زمانی که دایی‌اش فوت کرد و لئا به یک یتیم‌خانه‌ی مذهبی رفت تا هنگامی‌که ۱۵ سالش شد.

خانواده‌ی لنسلن در خیابان ششم ریو برویر:

کریستین و لئا به سن کار کردن رسیده بودند. در سال ۱۹۲۶ آن‌ها خوش‌شانس بودند و توانستند به‌عنوان خدمتکار در خانه‌ی لنسلن کاری پیدا کنند و بتوانند همان‌جا نیز زندگی کنند. آقای لنسلن یک وکیل بازنشسته بود و با همسرش لئونی و دختر بزرگش جنویو زندگی می‌کرد. کریستین آشپز خانه بود و لئا وظیفه‌ی نظافت را بر عهده داشت.

خواهران پاپن از هر لحاظ دختران خوب و خدمتکارانی نمونه بودند. هر یکشنبه لباس مناسب می‌پوشیدند و به کلیسا می‌رفتند. و طبق گزارش‌ها سخت کار می‌کردند و رفتاری مناسب داشتند. به‌عنوان دخترانی نه‌چندان اجتماعی شناخته‌شده بودند و معمولاً اکثر اوقات با همدیگر بودند و با دیگران دم خور نبودند. هرروز دو ساعت وقت آزاد داشتند اما به‌جای بیرون رفتن و تفریح در اتاقشان می‌ماندند.

در سال ۱۹۳۳ خواهران پاپن قریب به شش سال خدمتکار لنسلن ها بودند. کریستین ۲۷ ساله شده بود و لئا ۲۱ ساله، در ۲ فوریه آن سال، خانم لنسلن و دخترش نزدیک ساعت ۵ و نیم وارد خانه شدند و متوجه شدند که خانه تاریک است. این دومین بار در هفته بود که وقتی کریستین داشت اتو می‌کرد اتصال سیم خراب اتو باعث پریدن فیوز برق می‌شد. نکته‌ی عجیب این بود که اتو تازه از سر تعمیر برگشته بود و تعمیرکار گفته بود اتو هیچ مشکلی ندارد. وقتی کریستین بازهم به خانم لنسلن اطلاع داد که اتو خراب‌شده است، خانم لنسلن عصبانی شد و بحثی بین او و کریستین درگرفت. البته درگذشته هم همچنین مشکلاتی وجود داشته است. خانم لنسلن روی درست انجام شدن کارها خیلی سخت‌گیر بود. او حتی برای بررسی گردوخاک در سطوح خانه دستکش‌هایی سفید به دست می‌کرد و به کاوش می‌پرداخت. مرتیا درباره‌ی نحوه‌ی آشپزی کریستین به او تذکر می‌داد و لئا را مجبور می‌کرد که جایی را که تمیز کرده دوباره دستمال بکشد. اما این بار متفاوت بود.

جنایت قرن:

کریستین از کوره دررفت. در بالای پله‌های طبقه‌ی اول، کریستین به جنویو حمله کرد و با انگشتانش چشمانش را از کاسه درآورد. لئا به‌سرعت به درگیری اضافه شد و خانم لنسلن را گرفت کریستین به او دستور داد که چشمه‌ای خانم را از حدقه درآورد. سپس کریستین به آشپزخانه رفت و چاقو و چکش آورد. به محل حادثه رفت و دو خواهر، مادر و دختر را له‌ولورده کرده و سپس قطعه‌قطعه کردند. خواهران وحشی از یک پارچ آهنی که روی میز بود برای له کردن سران دو زن نگون‌بخت استفاده کردند. کارشناسان تخمین زدند که پروسه‌ی این جنایت حدود سی دقیقه به طول انجامیده است. اما در آخر خدمتکاران به طرز وحشیانه‌ای دو زن را قتل‌عام کردند.

آقای لنسلن و دامادش حدود ۶ و نیم و ۷ به خانه رسیدند. در از پشت چفت شده بود و دو مرد نمی‌توانستند وارد شوند. اما می‌دانستند کسی خانه است. خانه کاملاً تاریک بود. به‌جز نور ضعیفی که از طبقه بالا می‌تابید. اوضاع به نظر مشکوک می‌رسید بنابراین آن‌ها پلیس را در جریان گذاشتند.

بازپرسی:

بعد از ورود به خانه پلیس از پله‌ها بالا رفت و با صحنه‌ای دهشتناکی روبرو شد. بیشتر صدمات روی صورت و سر قربانیان بود. گرچه باسن و پای دختر نشان از بریدگی چاقو می‌داد. هر دو زن به طرز فجیعی غیرقابل‌شناسایی بودند زیرا صورت‌هایشان کاملاً نابودشده بود. دندان‌هایشان در اطراف اتاق پخش بود و یکی از چشم های جنویو روی کف زمین نزدیک پله‌ها افتاده بود. بازرسین بعداً یکی دیگر از چشم‌ها را زیر بدن جنویو یافتند. در زیر روسری خانم لنسلن که به گردنش بسته بود چشم‌هایش را یافتند. خانم لنسلن را به پشت خوابیده یافتند و پاهایش از هم باز بود و یک کفش به پا داشت. بدن جنویو پشت به رو بود نزدیک باسن راستش یک چاقوی آشپزخانه آغشته به خون یافت شد. خون تمام صحنه را گرفته بود و حتی روی دیوارها تا دو متر هم پاشیده شده بود.

صحنه ای از جنایات هولناک این دو خواهر

بعدازاینکه پلیس اجساد را یافت، آن‌ها بقیه خانه را گشتند. در ذهنشان به این فکر می‌کردند که آیا قاتل با خدمتکارها هم همین کار را کرده است؟ اما وقتی بازرسان به اتاق خدمتکارها رفتند در را قفل‌شده یافتند. یک آهنگر به صحنه رفت تا در را باز کند. وقتی پلیس در را باز کرد آن‌ها خواهران را در تخت در کنار هم یافتند و لباس‌خواب تنشان بود برخی منابع میگویند که لباسی تنشان نبود. در کنار تخت چکش خونین که مو به آن چسبیده بود دیده می‌شد. پلیس از آن‌ها پرسید که چه شده است و آن‌ها سریعاً به قتل اعتراف کردند.

نکته:

طبق نظرات فردریک شاواد، نویسنده‌ی جنایت هولناک خواهران پاپن، بازرسان اجساد را در حالی پیدا کردند که دامن‌هایشان بالا رفته بود و لباس‌های زیرشان پایین کشیده شده بود. در طول آن دوران در فرانسه عکس گرفتن از آلت تناسلی کار بسیار ناپسندی تلقی می‌شد بنابراین بازرسین یا شاید خبرنگاران، دامن‌ها را پایین کشیده‌اند تا آن قسمت از اجساد را بپوشانند.

دستگیری و محاکمه:

پلیس خواهران را دستگیر کرد و آن‌ها را به بازداشتگاه برد. وقتی پلیس خواهران را از هم جدا کرد کریستین پریشان شد و شلوغ‌کارهای مظطربانه ای را به راه انداخت. سرانجام مسئولین اجازه‌ی ملاقات خواهران را صادر کردند و طبق گزارش‌ها از رفتار و صحبت‌های کریستین می‌شد برداشت کرد که دو خواهر رابطه‌ی جنسی دارند.

تصویری از خواهران پاپن بعد از دستگیری و در دادگاه

طبق دستور دادگاه ۳ دکتر مسئول ارزیابی‌های روانی خواهران شدند تا تعیین شود که خواهران هنگام ارتکاب جنایت ازنظر روانی سالم بوده‌اند یا خیر. کریستین در این ارزیابی‌ها از خود نسبت به دنیای اطراف بی‌تفاوتی فراوانی نشان می‌داد و اظهار می‌کرد که تنها چیزی که برایش اهمیت دارد خواهرش لئاست. دکترها گزارش دادند که محبت کریستین نسبت به خواهرش صرفاً عشق به خانواده است و هیچ‌گونه زمینه‌ی جنسی در رفتارهایشان شناسایی نشده است.

از سوی دیگر لئا به کریستین به‌عنوان یک مادر و خواهر بزرگ‌تر نگاه می‌کرد. وقتی نتایج ارزیابی‌ها رسید نشان داد که خواهران دچار هیچ‌گونه بیماری روانی قابل‌شناسایی نبودند و هیچ‌گونه تاریخچه بیماری خانوادگی نیز ندارند. دکترها اظهار داشتند که این دو خواهر در هنگام وقوع قتل کاملاً ذهن سالمی داشتند و رابطه‌ی نزدیکشان باعث شده است که باهم در این امر همکاری کنند و هردو به یک اندازه مسئول و مقصرند.

دو خواهر در دادگاه

در دادگاه محاکمه فقط ۴۰ دقیقه طول کشید تا هیئت ژوری تصمیم‌گیری کنند و البته هردو گناهکار اعلام شدند و لئا به ده سال حبس محکوم شد و کریستین اعدام با گیوتین اما بعداً اعدام او به حبس ابد تغییر پیدا کرد.

چرا خواهران صاحب‌کاران خویش را کشتند؟

این دو قتل ظالمانه شهر را در خشم فروبرد و فرانسه را تکان داد. هرگز در هیچ قتلی این حد از خشونت ظاهرنشده بود .در میان بحث‌ها این سؤالات مطرح بود که چرا و به چه علت این دو دختر که به‌عنوان دخترهایی معمولی و سربه‌زیر شناخته می‌شدند به این مرز از نفرت رسیده‌اند که دست به چنین عمل غیرقابل‌باور و فجیعی بزنند؟ خود قتل یک عمل دهشتناک محسوب می‌شود اما درآوردن چشم‌ها با انگشت عملی ددمنشانه و غیرانسانی بود.

روان‌پزشکان، فیلسوفان، نویسندگان، و دیگر صاحب‌نظران شروع به نظریه‌پردازی کردند. برخی روشنفکران با قاتلین همدردی کردند و سعی کردند شرایط اجتماعی طبقه‌ی آن‌ها را درک کنند. آن‌ها این قتل را به‌عنوان نتیجه‌ی اختلاف طبقاتی و اجتماعی بررسی کردند. و آن را نتیجه وضعیت اسف‌بار طبقه‌ی کارگر قلمداد می‌کردند. برخی دیگر نیز نمی‌توانستند دلیل و انگیزه‌ی منطقی برای انجام این قتل متصور شوند زیرا معتقد بودند خواهران حقوق منصفانه می‌گرفتند، با آن‌ها به مهربانی برخورد شده بود و غذای مناسب می‌خوردند.

آیا دلیل این رفتار ریشه در کودکی خواهران داشت؟ برخی بر این باورند که خواهرها هیچ‌وقت آن‌طور که باید مزه‌ی عشق و محبت را نچشیدند و عملاً با این عواطف بیگانه بوده‌اند. آما آیا این حقیقت دارد؟ آن‌ها بیشتر دوران کودکی خویش را از خانواده‌ی بی‌ثبات خویش دور بودند و باور بر این است که باکسانی زندگی کردند که آن‌ها را دوست می‌داشتند. گرچه سرانجام مجبور شدند به نواخانه‌ی کاتولیک بروند، هیچ مدرکی دال بر اینکه در عذاب و بی‌سرپرست بزرگ شدند نبوده است.

هویت سوم:

در دادگاه دکتر چهارمی شهادت داد که دخترها نمی‌توانند نرمال بوده باشند. او تئوری خویش را این‌گونه مطرح کرد که رابطه‌ی لئا و کریستین آن‌قدر عمیق و پیچیده بوده است که شخصیت دو خواهر در هم ادغام‌شده است و لئا شخصیت خویش را به‌کلی ازدست‌داده است و خویش را به شخصیت قوی‌تر یعنی کریستین سپرده است. در این حالت نه کریستینی وجود دارد و نه لئایی، درواقع قاتل شخصیتی است متشکل و مرکب از این دو شخصیت منجر به وجود آمدن هویت سومی شده است. روان‌پزشکان در سراسر دنیا برای تشخیص و شناسایی این تئوری دست بکار شدند.

“به نظر خواهران، از اختلال پارنویای مشترک رنج می‌بردند. این اختلال در گروه‌های کوچک یا دو نفر بروز می‌دهد، که از بقیه دنیا جدا می‌شوند. این افراد معمولاً زندگی‌شان و تفکرشان یک تفکر پارانوییدی نسبت به دنیای بیرون است و وجودشان در دو نفر خلاصه می‌شود. همچنین در این اختلال رایج است که یک شخصیت دیگر را کنترل و هدایت می‌کند و خواهران پاپن به نظر نمونه‌ی مناسبی از این اختلال هستند.”

و بازهم یک نظریه‌ی جنجالی دیگر ظهور کرد. آیا خانم لنسلن فهمیده بود که خواهران رابطه‌ی نامشروع و همجنسگرایانه دارند؟ آیا خانم لنسلن چیزی را که نباید می‌دید با چشم‌هایش دید؟ و این دلیلان حرکت خواهران بود که با دست‌هایشان چشمه‌ای دو زن را از حدقه درآوردند؟

چه بر سر خواهران آمد؟

بدون خواهرش، کریستین در زندان حال‌وروز خوشی نداشت، دیوانگی او شدید شد، شدیداً افسرده شد و نسبت به اطراف واکنش نشان نمی‌داد و کم‌کم از خوردن سرباز زد. مسئولین زندان او را به یک مرکز روانی انتقال دادند اما او به نخوردن ادامه داد تا سرانجام در می ۱۹۳۷ مرد.

لئا پاپن، رفتار نمونه‌ای از خویش نشان داد و فقط هشت سال در زندان ماند، در سال ۱۹۴۱ او آزاد شد. در نانت با مادرش زندگی می‌کرد و تحت نام مستعاری در یک هتل پیش‌خدمتی می‌کرد. طبق برخی منابع او در سال ۱۹۸۲ مرد. اما در سال ۲۰۰۰ در حال ساختن فیلم در جستجوی خواهران پاپن، کلاود ونتورا ادعا کرد که لئا را در حال زندگی در یک مسافرخانه پیداکرده است. آن زن سکته کرده بود و نیمه فلج بود و توانایی تکلم نداشت سرانجام در سال ۲۰۰۱ مرد.

الهام در قتل:

پرونده‌ی خواهران پاپن در آن زمان موجی از احساسات را برانگیخت و منبع الهامی برای ساخت آثار سینمایی و ادبی فراوانی شد که در زیر به چند مورداشاره می‌شود:

فیلم و مستند: خدمتکاران قاتل-جنایت هولناک خواهران پاپن، مستندی توسط پاتریم اشمیت-خدمتکاران، نمایشنامه‌ای توسط جین ژنت

ادبیات: خواهران پاپن، مطالعات آکسفورد در فرهنگ اروپای مدرن

قتل در لهمان، مقاله‌ای در پاریس دیروز بود، کتابی توسط ژنت فلنر

جنایت خواهران پاپن، مقاله‌ای توسط نیل پتن

دورنما:

در دوران بعد از آن فاجعه‌ی قتل لنسلن ها، تفکرات و احساسات و ترس‌های فراوانی در این زمینه به ورطه‌ی ظهور رسید، اولین مرحله شوک و خشم بود. سپس این پرسش که چرا آن‌ها این کار را انجام دادند؟ سپس بازتاب نمایی دورتر. آیا مشکل از جامعه بود؟ نقایص ساختار اجتماعی باعث این جنایت شد؟ شرایط وخیم نوانخانه‌های مذهبی؟ یا فشار بیش‌ازحد و اتهام و افترا که باعث شد آن‌ها دست به این عمل بزنند؟ آیا به‌طور کل جامعه باید تغییر کند؟

آیا قتل‌های لهمان باعث شد تغییراتی در جامعه رخ دهد یا خیر مشخص نیست، اما چیزی که مشخص است این است که تقریباً یک قرن بعد از آن ماجرا هنوز هم شهر لهمان در شمال غربی فرانسه هنوز هم بیشتر از اینکه برایان مسابقه‌ی رالی خود معروف باشد به‌عنوان شهر قتل خواهران پاپن معروف است و هنوز هم سنگینی آن جنایت در خیابان برویر پلاک شش در ۲ فوریه ۱۹۳۳ در شهر مستولی است.

مترجم: فرید مرادی

بدون نظر

ارسال یک نظر

5 × 5 =