مارگارت کلمنت: بانوی مرداب

مارگارت کلمنت: بانوی مرداب

707
2
اشتراک‌گذاری

آیا این اتفاق یک قتل بود؟ و شاید یک حادثه… هنوز سؤالات زیادی درباری اتفاقی که برای بانوی استرالیایی افتاده است وجود دارد. در این مقاله‌ی کوتاه از شگفتی‌های تاریخ شمارا با داستان مخوف “بانوی مرداب” آشنا می‌کنیم. با ما همراه باشید.

داستان زندگی خانواده‌ی کلمنت کمی عجیب است. پدر او یک سرایدار ساده بود که با خرید سهام معدن ناگاه به فردی بسیار ثروتمند تبدیل شد. خانواده‌ی آن‌ها به یک ثروت بادآورده دست پیدا کردند. دختران آقای کلمنت در بهترین مدارس درس می‌خواندند و بهترین پوشاک برایشان تهیه می‌شد. آن‌ها برای تفریح به مجلل‌ترین هتل‌ها در شهرهای بزرگ می‌رفتند.

عمارت تالاری:

پدر مارگارت در سال ۱۸۹۰ از دنیا رفت. در سال ۱۹۰۷ میلادی، مارگارت به همراه یکی از خواهرانش عمارت تالاری را که در منطقه گیپسلند جنوبی قرار داشت خریداری کردند. این عمارت بیش از ۲۰ اتاق داشت. در اطراف این عمارت بیشتر آب‌های راکد و مرداب وجود داشت. این عمارت زیبا و آرام بود.

تصویری از عمارت مارگارت و خواهرش

مارگارت تا سال ۱۹۲۰ میلادی به گردش و تفریح می‌پرداخت؛ تا جایی که مارگارت فهمید مردی که او و خواهرش به او اعتماد کرده بودند، تمام دارایی و ثروت آن‌ها را بالا کشید. برای آن‌ها چاره‌ای جز فروش عمارت باقی نمانده بود. آن‌ها غذاهای ساده‌ای می‌خوردند و دیگر از مسافرت و سفرها و اتاق‌های مجلل خبری نبود. آن‌ها می‌دیدند که عمارت زیبایشان در حال نابودی است.

تا سال ۱۹۵۰ میلادی مارگارت بیشتر ثروت و حتی خواهرش را از دست داد. اوضاع برای مارگارت به‌قدری سخت شده بود که او حتی توانایی پرداخت قبض برق خودش را نداشت و عمارت او بدون نور بود. او مجبور شد که عمارتش را بفروشد و به کلبه‌ای محقر در نزدیکی روستای محل زندگی‌اش برود. در تاریخ بیست و دوم ماه مه سال ۱۹۵۲ میلادی به ناگاه مارگارت از روی زمین غیب شد. تنها جسد سگش، آن‌هم وقتی‌که گلویش پاره شده بود، پیدا شد. در اینجا چند سؤال مطرح بود. آیا او در مرداب‌های اطراف عمارتش غرق‌شده بود؟ آیا مارهای اطراف خانه‌اش او را خورده بودند؟ آیا او خودکشی کرده بود و یا بدتر کسی او را به قتل رسانده بود؟

تنها یک سرنخ وجود داشت و آن‌هم عصای چوبی مارگارت بود. او بدون این عصا جایی نمی‌رفت و آن‌هم در خانه‌اش پیداشده بود. تنها یک مرد که مظنون بود توسط اهالی آن منطقه بازداشت شد.

تصویری از مردانی که به دنبال اثری از مارگارت در مرداب اطراف خانه او هستند

هیچ‌گاه هیچ اثری از مارگارت پیدا نشد. روزنامه‌های استرالیا داستان زندگی او را با آب‌وتاب خاصی گزارش می‌دادند. مرداب کم‌کم او را “بانوی مرداب” نامیدند و داستان او تا سال‌ها بر سر زبان‌ها بود. در سال ۱۹۷۸ میلادی، تکه‌های از استخوان یک زن در نزدیکی محل زندگی مارگارت پیدا شد؛ اما معلوم نشد که متعلق به مارگارت هست یا خیر. ناپدید شدن او همچنان یک راز باقی‌مانده است.

2 نظر

  1. چه جالب. مرسی بابت مطالب زیبا و قشنگتون و. مرسی بابت زحماتی که می کشید و مطالب دسته اولی که برای ما تهیه می کنید. تشکر فراوان از شما

  2. وقتی سگ این خانم کشته میشه پس علتش سروصدای اون سگ بوده .یعنی اونجا تو خونه ادم ناشناس امده .ویعنی کسی امده که فکر میکرده اون خانم هنوز پول یا جواهرات داره .پس از قتل این خانم همانجا کنار منزلش دفن کردن.

ارسال یک نظر

دو × 5 =